معين الدين نطنزى
88
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
باشند ، به وقت عبور مجموع ولايات را كه در ممر واقع بود معمور و مزروع گردانيد . چون با ييسور مصاف دادند اينكرجاق « 1 » كه امير الامراى ايسن بوقا بود ، از قلبگاه پشت داده شكستى تمام به لشكر ايسن بوقا راهيافت . كبك پاى بيفشرد و دندان توكل بر لب تحمل فروبرده چندان سعى نمود كه لشكر پاى از جاى رفته را قايم بداشت ، و به محلى نازك به يك حملهء مردانه سلسلهء ياسال يسور را از هم بگسيخت . چون پنج دانگ لشكر منهزم شده بودند كبك نتوانست كه بيش از آن پايدارى كند . بازى برده را ضرورتا به قايم بريخت و عنان برتافت . در وقت مراجعت [ لشكر ايسن بوقا به هرجا كه مىرسيدند از كشتهء عمل خود به جز بر ندامت هيچ نمىيافتند ؛ تا به جائى رسيدند كه چهارپايان را تمام بخوردند . اما ] لشكر كبك به هنگام مراجعت همه روز در عيش و جرغالانك مرفه و آسوده مىآمدند ، و از هر منزلى كه مىرسيدند انواع ثمار و حبوب و ساير ديگر اطعمه و اشربه و سوسونات به اسم تحف و تبرك به ايسن بوقا مىفرستادند . به واسطهء همين يك حركت كبك - خان به سيچانى ملقب شد . چون به مقر عزّ نزول كردند و شكرانه سلامت را به جرغالانك مشغول شدند در اثناى طوى انكيرجاق خواست كه بر عادت معهود بالا دست امرا بايستد . كبك خان اشارت كرد تا او را به زارى و خوارى از جرگه بيرون كشيدند و زنش را كه در صدر مادرى او بود به محل مذلت بازداشتند ، تكليف نمودند كه كيفيت نامردى شوهر خود را با ايلغوى بزرگ يرلاميشى كنند . بعد از آن ، آن زن را بر وى فروافكندند و موزهاش را از پاى كشيده شراب در آن كرده به خورد انكيرجاق دادند . زن روى به طرف شوهر كرد و گفت : « اى بىسعادت ؛ چرا در همان محل به درد مردى نمردى كه به نامردى آب از روى اهل و عيال خود ببردى ! » انكيرجاق از مغابنهء آن حركت كاردى از ميان بكشيد و بر خود زد و بمرد . بعد از آن به يك ماه ايسن بوقا نيز به سنهء تسع و سبع مايه ( 709 ه / 1309 - 1310 م ) فرورفت ، و در نخشب مدفون است .
--> ( 1 ) . همچنين : انكيرجاق .